زنان ، توسعه ، حقوق و فراتر از آن

انواع زنان | تاثیر اسطوره های زن در تعاملات

درون هر زنی اسطوره هایی وجود دارد

ژان شینودا بولن در کتابش با نام انواع زنان که به شکل عمقی ، دقیق و به شکل کاربردی به مسئله شناخت روان زنان می پردازد این طور میگوید که : هر زن نقش اصلی را در داستان زندگی پیچیده خود دارد .

او که یک روان درمانگر بوده است ، با توجه به تجربه خود در مواجهه با بیماران زن خود به این نتیجه رسیده است که زنان باید انتخاب های آگاهانه ای انجام دهند تا زندگی خود را شکل دهند .

به محض آن که زنان عادت به ناآگاهی در برابر اثرات قدرتمند کلیشه های فرهنگی بر روی خودشان می کنند ، در برابر نیروهای قدرتمندی درون شان که بر روی کارها و احساسات شان تاثیر گذار است نیز ناآگاه می شوند.

این نیرو ها همان هایی است که وی در کتاب خودش در قالب اسطوره های یونانی معرفی و به آن ها پرداخته است .

این طور می توان گفت که هر زنی از درون توسط کهن الگو های زنانه و از بیرون توسط کلیشه های فرهنگی احاطه و هدایت می شود .

اما بیایید ببینیم که این اسطوره ها و این کهن الگوها چه چیزی هایی هستند… و فعال بودن هر یک از آن ها در روان زنان چه تاثیری بر میزان عملکرد ارتباطات و تعاملات آن ها دارد ؟

زنانی که در مذاکرات حرفه ای و شخصی شان هستند چطور می توانند به واسطه کهن الگو های فعال در روان شان به بهترین نتیجه رسیده و یا چگونه می توانند هر یک از این کهن الگو ها را برای تعامل و مذاکره بهتر در هر سطح اعم از شخصی یا حرفه ای فعال کنند ؟

اسطوره ها ابزاری برای بینش در تعاملات زنان

این روز ها و بهتر بگویم این ماه ها که سخت مشغول خواندن کهن الگو ها و انواع زنان بودم تا بتوانم انرژی های زندگی م را به تعادل برسانم (و با متود خودشناسی آن هم از نوع خود تحلیلی اش درگیر بودم) و هر لحظه در فکر و عمل و گفتارم این انرژی ها آمیخته و عجین شده بودند . متوجه ارتباط مهم بین کهن الگو ها با تعامل و مذاکرات زنان در زندگی شان شدم .

و به نظر می رسد که می توان از آن ها به عنوان ابزاری برای تعاملات بهتر و مشخصا مذاکرات بهتر در زنان استفاده کرد .

چرا که اکنون می دانم که نسخه واحد پیچیدن برای هر زن و در هر تعامل و مذاکره ای کاری بیهوده و بس عبث خواهد بود .

بنظرم ترکیب اسطوره ها و تعاملات زنان می تواند یک ابزار بینشی و آگاهی دهنده قدرتمند به ما برای داشتن زیست تعاملی بهتر بدهد .

ژان شینودا بولن این طور می گوید :

وقتی یک زن احساس می کند که جنبه ای اسطوره ای در فعالیتی که او عهده دارش است وجود دارد، این آگاهی الهام بخش خلاقیت عمیقی در روان او می شود . اسطوره ها احساسات و تخیل را فرا می خوانند و دست روی موضوعاتی می گذارند که بخشی از میراث جمعی بشریت است . اسطوره های یونان باستان _ و تمام افسانه ها و اسطوره هایی که هنوز بعد از هزران سال نقل می شوند _ همچنان جاری و انسان محور هستند ؛ زیرا دارای حلقه ای حقیقی از تجربه ی مشترک بشریت هستند .

باری در زمانه ای زیست می کنیم که ارتباطات و تعاملات ما هر روز یک وجه تازه ای به خود می گیرد ، ولی همچنان روان هر زنی از درون و کلیشه های مرتبط با آن از بیرون و در اجتماع او را احاطه کرده و تعاملات وی را تحت تاثیر قرار می دهند .

لذا من معتقد هستم که روان زن از درون و آنچه بر وی می گذرد اولین و مهم ترین سنگ بنایی است که می تواند در سازندگی روابط اش اعم از حوزه کاری – حرفه ای و شخصی اش تاثیر بگذارد .

اسطوره ها و کهن الگوها و ترکیب آن با موضوع تعاملات زنان و روانشناسی زنان می تواند یک بینش متفاوت و متمایز را به زن و مرد در ارتباطات حرفه ای و شخصی شان به آن ها بدهد . اما سوال اینجاست که این کهن الگو ها چه چیزی هستند ؟

کهن الگو چیست ؟

کهن الگو ها نمادهایی هستند که در تمام افراد بشر  در تمام تمدن ها به صورت مشابه دیده می شوند و به عبارتی میراث بالقوه ای هستند که رفتار های مشخص مربوط به نوع انسان را بدون توجه به نژاد یا فرهنگ بروز می دهند و در تمام طول تاریخ بشری حضور داشته اند و به همین دلیل است که اساطیر کهن مربوط به زمان های قدیم هنوز هم بشر متمدن و مدرن را مجذوب می کنند . ( کتابچه تمرین ژرفای زن بودن | مورین مورداک)

جوزف کمپبل می گوید : کهن الگو معنایی عمیق از زمان است ، زمانی که دیگر زمان نیست . بلکه وضعیت مستمری از هستی است .

کهن الگو در اصل یک بخش غریزی روان بشر است که همان گونه که غریزه در پرندگان رفتار لانه سازی را بدون آموختن به آن ها آموزش می دهد ، در انسان نیز به طور خودکار و غریزی رفتار خود را اعمال می کند .

بر اساس وجود همین کهن الگو هاست که بسیاری از افراد ممکن است رویاهایی شبیه مناسک ملل مختلف یا آداب مذهبی اقوام قدیم که آن ها نیز در اصل فرافکنی فرایندهای روانی بوده اند ببینند، حال این که هرگز از وجود چنین مناسکی در اقوام گذشته خبر نداشته اند .

به نوعی شاید بتوان کهن الگوها را نماد الگوهای رفتاری و فکری مشترک روان نوع بشر دانست .

اما حالا که با کهن الگو آشنا شدید و معنای نسبی آن را دریافت کردید می پردازیم به هفت کهن الگوی زنان که در روان هر زنی وجود دارند و ممکن است یکی از آن ها و یا چندین کهن الگو (که می توان تعبیر انرژی نیز از آن ها یاد کرد، ) به طور همزمان درون زنی خاص و در زمانی خاص فعال شوند .

و البته باید گفت که این که چه کهن الگویی درون زن فعال شود به موارد متعددی بستگی دارد که با هم در هم آمیخته و ترکیب می شود .

مواردی هم چون استعداد اولیه زنان ، خانواده و فرهنگی که زنان از آن برخاسته اند ، هورمون ها و بیولوژیک آن ها ، سایر افرادی که با زنان در سطح اجتماع در ارتبط هستند ، شرایط محیطی که به انتخاب آن ها نبوده است ، فعالیت ها و علایق او در زندگی و سیر مراحل زندگی اش و آن  چه بر وی رفته ؛ بشدت در کارکرد و فعال بودن یکی از این هفت کهن الگوی مربوط به زنان و یا نبودن آن موثر است .

این هفت کهن الگو عبارت اند از : آرتمیس ، آتنا ، هستیا ، هرا ، آفرودیت ، پرسفون و دیمیتر.

  • جایی که زن تمایل به محلق شدن به یک گروه حمایتی طرفداران حقوق زنان و یا محیط زیست دارد و به عنوان خواهر بزرگ و حامی ایفای نقش می کند در قالب انرژی آرتمیس است .
  • جایی که زن با خرد و استراتژی خود در صحنه تجارت و مدارج علمی راه خود را پیدا کرده و طی می کند و در همذات پنداری با مردان است در قالب انرژی آتنا است .
  • جایی که زن به درون خود رفته و عبادت و مراقبه می کند هستیا را دارد .
  • جایی که زن همراهی با همسر و بودن در کنار او را اولویت زندگی قرار می دهد انرژی هِرا را در خود فعال دارد .
  • جایی که زن عشق و شور جنسی را در خود می بیند نوبت به آفرودیت است .
  • جایی که زن عملی انجام نمی دهد و این دیگران هستند که او را به عمل وا می دارند و به عبارتی در عمل مطیع و در عقیده ، منفعل است با وجه پرسفون روان زن رو به رو هستیم .
  • و اما جایی که حس مادری و طبیعت مادرانه را در زن می بینیم نشان از انرژی دیمیتر وی است .

اکنون که به شکلی خیلی مختصر هر یک از این هفت کهن الگو معرفی شدند ، می بینیم که وجوه متمایز هر یک از این ها موجب شکل گیری رفتار و همین طور طرز متفاوتی از ارتباط در هر یک از این ها می شود . و شناخت همین تمایز برای شخصی که در مذاکره و گفت و گو با دیگران است و همین طور طرف مقابل آن می تواند طرفین را برای داشتن یک مذاکره سالم ، اصولی و نتیجه بخش تر آماده سازد .

لذا در مقالات بعدی تک به تک خواهیم دید که هر یک چطور در تعامل و مذاکره رفتار کرده و طرف مقابل شان چگونه با آن ها برخورد باید بکند .

با دوستانتان به اشتراک بگذارید

اشتراک گذاری در twitter
اشتراک گذاری در telegram
اشتراک گذاری در whatsapp

5 پاسخ

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *