زنان ، توسعه ، حقوق و فراتر از آن

استعداد و خانواده،چه تاثیری بر شکل گیری الگوی شخصیتی مان دارند ؟

در پست قبل از این گفتم که کهن الگو ها چگونه در ما فعال می شوند . و مواردی را نام بردم که در رشد و فعال شدن شان موثر است .

در این مقاله می خواهم به بررسی دو عوامل موثر بر رشد کهن الگوها بپردازم و با هم بررسی خواهیم کرد که چگونه می توانند بر روی ما اثر بگذارند.

استعداد ذاتی

یادم می آید وقتی دختر بچه ای خردسال بودم ، کتاب ها در من شعف زیادی را برمی انگیخت و از طرفی کار با دست نیز اشتیاق زیادی را در من زنده می کرد . بخاطر می آورم که اغلب اوقات اگر توی حیاط مان مشغول بازی نبودم، با کتاب های پدر و یا چرخ خیاطی مادر ! و یا به کشیدن نقاشی و درست کردن کاردستی مشغول بودم .

تمام آنچه یک دختر بچه آتنا تایپ می تواند داشته باشد.

وقتی حرف از عمل، اکت یا رفتار ما آدمیان می شود ، یک کوشه کار که کوشه مهمی هم هست، به بحث استعداد مربوط می شود . ( بماند که موافقان و مخالفان استعداد زیاد هستند و هر کدام نظریات خود را دارند ) اما چیزی که می خواهیم اینجا در موردش صحبت کنیم این است که استعداد ذاتی کودک چقدر در رشد یک الگو در روانش و به تبع آن در رفتارش موثر است ؟

بر خلاف نظریه ای که کودک را همچون لوح سفیدی تجسم می کرد، یونگ و روانکاوان یونگی معتقد هستند، که کودکان با برخی ویژگی های شخصیتی به دنیا می آیند.

مصمم،با اراده،کنجکاو،انزوا خواه،معاشرتی،آرام،پرانرژی و برخی با درصد بالایی از درونگرایی و برخی دیگر با درصدی از برون گرایی .

پس این طور می توان گفت : که کودک از همان ابتدا با ویژگی های برخی الگو ها همخوانی بیشتری داشته و به سمت آن الگو متمایل تر است .

خانم شینودابولن می گوید : وقتی دختر بچه ای به سن دو تا سه سالگی می رسد، خصلت های نمادین الهه های اسطوره ای خاصی ( کهن الگوها ) را بروز می دهد. دختر بچه مطیعی که به راحتی با خواسته مادرش کنار می آید، تفاوت زیادی با دختربچه ای دارد که می خواهد خودش محیط پیرامون اش را کشف کند، تفاوتی به اندازه پرسفون و آرتمیس.

محیط خانواده

محیط خانواده و انتظاراتی که آن ها از کودک دارند، همواره موجب تقویت یک کهن الگو و سرکوب سایر الگو ها می شود .

خانم بولن می گوید : اگر والدین از دختران خود توقع داشته باشند که مهربان و دوست داشتنی باشند و همه کارها را به بهترین شکل انجام دهند . یا دختر کوچولوی کمک حال مادر باشند . آنگاه در واقع به صفات پرسفون و دیمیتر ارج می نهند .

دختری که خواسته خود را می داند و توقع دارد همچون برادرش از امتیازات و فرصت هایی برخوردار باشد ، ممکن است دختری بااراده نامیده شود، در حالی که او فقط مطابق شخصیت سرسخت آرتمیس گونه اش رفتار می کند ، یا شاید به او گفته شود که « مثل یک دختر رفتار کن » در حالی که او فقط از یکی از شخصیت های پسرانه آتنای خود پیروی می کند .

امروزه دخترها خود را در یک برزخ ! حس می کنند . از رفت و آمد در یک کشاکش رفتاری بین تائید و عدم تائید ، از انجام دادن و مستقل بودن تا ممانعت ها و سرکوب کردن شان.

کهن الگوی ذاتی کودک با انتظارات خانواده رابطه ای متقابل دارد. اگر خانواده کهن الگوی خاصی را تائید نکند ، دختر از این که احساساتی همچون او داشته باشد، دست بر نمی دارد و حتی ممکن است یاد بگیرد که طبیعی رفتار نکند و در نتیجه عزت نفسش آسیب می بیند .

به عنوان مثال اگر خانواده ای را یک پرتقال در نظر بگیرید و دخترک سیب شود ! به احتمال زیاد دختر، سیبی خواهد شد با روکش اجباری پرتقال !

البته این هم باید گفت که اگر الگوی دختر با خانواده در هماهنگی باشد و مانعی وجود نداشته باشد، شاید سال ها بعد دختر به خودش بیاید و ببینید ابعاد دیگر خودش را نزیسته است .

وقتی الگوی ذاتی ِ فرد و خانواده دست به یکی کنند تا زنی را تنها با یک کهن الگو هماهنگ کنند ، پیشرفت او تک بعدی می شود .

در تمامی الگو ها ما این تک بعدی بودن را داریم، و اگر شخص و خانواده به این امر بی توجه باشند ، شاید روزی به خود آمده و دیده اند که زندگی شان آن شور و حس را دیگر ندارد و با وجود آن که همه چیز دارند احساس خلاء بزرگی درون خود احساس خواهند کرد .

 

در این مقاله به تاثیر استعداد و خانواده بر شکل گیری الگوی شخصیتی پرداختیم .

 

اگر می خواهید خودتان را در یکی از شخصیت های اسطوره ای یافته و بیشتر از خودتان آگاه شوید یک پیشنهاد برای شما دارم 

دوره آموزشی برای زنان

اگه دوست داری روابط موثر تری خلق کنی
آنلاین

با دوستانتان به اشتراک بگذارید

اشتراک گذاری در twitter
اشتراک گذاری در telegram
اشتراک گذاری در whatsapp

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *