چگونه به یک شنونده ی حرفه ای در مذاکره تبدیل شویم

پیش نوشت : جهان ما هر روز بر روی دیدگاه و نقطه نظراتی پیش می رود که با نمونه های آنچه به عنوان قدرت زنانه و ویژگی هایی که در زنان برای ابراز قدرتمندی و مذاکره دارند تاکید ورزیده و در شکل عملیاتی تر از آن استفاده می کند . و همدلی یکی از ویژگی های بسیار مهمی است که زنان را در پیش برد آنچه از یک گفتمان می خواهند تجهیز کرده و عرصه را برای ابراز قدرت مندی آن ها باز می کند . لذا تاکید شخص نگارنده در موضوعات مربوط به مذاکره همراستا با ویژگی های قدرت زنانه بوده تا زنان آگاهانه تر از آنچه می توانند داشته باشند و ابراز کنند ، استفاده کرده و نتایج درخشانی را بدست آورند .

تصور کنید در یک مذاکره قرار گرفته اید ( فرقی نمی کند در چه سطح و با چه شخصی ، شاید همکار و رئیس یا حتی عضوی از خانواده و دوست تان ) . بر سر یک موضوع میخواهید با یگدیگر حرف بزنید و به نتیجه برسید .

اغلب افراد این تصور را دارند که شنونده های خوبی هستند در حالی که تحقیقات و حتی یک بررسی کوچک در مکالمات روزانه ی ما نشان می دهد که ما انسان ها بیشتر از آنچه به کلام طرف مقابل توجه داشته باشیم به آنچه خودمان میخواهیم بگویم توجه داشته و اغلب افراد در موضع دفاع و در اندک مواردی در موضع انفعال قرار می گیریم .

درک گوانت در بررسی های خودش عنوان داشته که ما پنج سطح گوش دادن داریم . بیایید به بررسی هر کدام از سطوح و تاثیر آن در مذاکره ی حرفه ای بپردازیم .

شنیدن طرف مقابل و همدلی شاید دو عبارتی باشد که این روزها در محافل آموزشی و یادگیری و ارتباط موثر زیاد شنیده باشیم .

اما واقعا چطور می توانیم به یک شنونده همراه با همدلی بیشتر تبدیل شویم ؟

کلید هر نوع همدلی ، صرف نظر از اینکه چه کسی آن را تعریف می کند ، انکار یا اختلاف نظر نیست. این به معنای نادیده گرفتن چیزهایی نیست که دوست ندارید. شما باید به آنها احساس شنیده شدن  دهید.

اما برویم سراغ سطوح مهم گوش دادن :

۱- گوش دادن ساده به یک مطلب

اولین سطح گوش دادن ، گوش دادن متناوب است. در اینجا ، شما به سادگی به مدت کافی گوش می دهید تا حرفهای طرف مقابل را بفهمید. وقتی ایده اصلی را پیدا کردید ، گوش های شما خاموش می شود و دوباره روی صدای داخلی خود تمرکز می کنید ، این یک واکنش بر اساس جهان بینی شما است. اگرچه ممکن است این واکنش را بیان نکنید ، اما درگیر یک گفت و گوی داخلی هستید که چگونه گفته ها با منطق شما همسو نیستند.

۲- گوش دادن برای جواب ( دادن ) متقابل

در سطح بعدی ، شما گوش دادن فعال را تمرین نمی کنید . شما در حال گوش دادن برای جواب دادن متقابل به فرد یا افراد مورد نظر هستید برای رد گفته های آن شخص.

این مرحله همان مرحله ای است که شما برای درک پیام دریافتی به مدت کافی گوش می دهید تا وقتی که به ماشه برخورد کند (یعنی چیزی در این عبارت یا عبارتی که می توانید علیه آن استدلال کنید یا آن را رد کنید )

وقتی صدای ماشه ای را می شنوید ، فقط منتظر می مانید طرف مقابل به مدت کافی خاموش شود تا بتوانید به آنها بگویید چرا موقعیت آنها معیوب است و به عبارت دیگر ، شما چقدر باهوش تر از آنها هستید.

این پاسخ ها ، اشتیاق در ارتباط و کل روابط را تضعیف می کند. مداخله با یک پاسخ سریع ، نشانه ی روشنی است که شما به معنای واقعی گوش نمی دهید.  شما فقط بر روی کار خود و آنچه در ذهن تان می گذرد ، تمرکز می کنید .

۳- گوش دادن به منطق

سطح سوم شامل استفاده از استنباط برای تعیین دقیق منطق داخلی گفته ها است (اگر چنین منطقی وجود داشته باشد.)

اگر این جهان بینی طرف مقابل ، نتیجه گیری یا قضاوت آنهاست ، چرا برای آنها منطقی است؟ و با این استنباط ها منطق آن شخص را برای خود بررسی و حلاجی می کنید.

این اولین قدم برای درک واقعی کسانی است که با آنها مذاکره می کنید .

۴- گوش دادن به احساسات

در سطح چهارم ، شما در حال گوش دادن به احساسات یا موضوعاتی هستید که ممکن است بحث و گفت و گوی شکل گرفته شده ، آنها را برانگیزد. این احساسات یا مسائل ممکن است برای شما منطقی باشد یا نباشد. اما در این سطح ، اهمیت آنها را تشخیص می دهید در حالی که طرف مقابل درباره آنچه برایشان مهم است صحبت می کند.

وقتی نوبت شما برای پاسخ دادن می رسد ، ممکن است تصمیم بگیرید با استفاده از برچسب های احساسی یا موضوعاتی را که فکر می کنید بر گفته های آنها تأثیر می گذارد ، این موارد را شناسایی کنید و مورد استفاده قرار دهید . 

به عنوان مثال ، اگر طرف مقابل شما پاسخ پرانرژی به گفته شما بدهد و اثر هیجان مثبت را در زبان بدن و چهره ی فرد احساس کنید ، ممکن است چیزی شبیه به این بگویید – به نظر می رسد شما بسیار مشتاق این معامله یا حل این مشکل یا انجام این کار هستید و در این حین  امیدوار هستید که طرف مقابل اطلاعات بیشتری را فاش کند. تا بتوانید از مقصود وی آگاه تر شوید .

۵- گوش دادن به نقطه نظرات آن ها


اینجاست که شما یک شنونده عالی می شوید . این واقعاً سطحی است که شما با استدلال طرف مقابل درمورد اینکه آنها چه می گویند ، با استفاده از همدلی برای انجام همه ی کارهایی که می توانید برای مشاهده مسائل از دیدگاه آنها انجام دهید. گوش می دهید .

این مهارت ارتباطی این است که چگونه احساسات و منطق طرف مقابل خود را از طریق منشوری از همدلی فیلتر می کنید ، و این همان کاری است که شما باید سعی کنید هر زمان که پشت میز یا روی صندلی برای گفت و گو می نشینید انجام دهید.

در اینجا ، همه چیز در مورد فراتر رفتن از سطح تفاهم و درک عمیق تر از جهان بینی آنها استاگر نمی فهمید که طرف مقابل شما از کجا می آید و چه می گوید ، در واقع آنها را نمی فهمید  احتمال نتیجه ای را که در ذهن خود دارید ، کمتر می کنید.

اگر طرف مقابل را درک نکنید ، هرگز روی آنها تأثیر نخواهید گذاشت.  و این بسیار ساده است.

گرچه حفظ این سطح از گوش دادن در هر لحظه در روز دشوار است ، اما باید شرایط را آماده کنید و مایل باشید تا به این سطح از گوش دادن برسید .

امروز این ۵ سطح را در خودتان بررسی کنید و ببینید در گفت و گو ها و مذاکرات خود اغلب در کدام یک از این سطوح قرار دارید ؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *