چگونه به عرصه ی قدرت زنانه وارد شویم ؟

قدرت ! وقتی شما این واژه را می شنوید چه چیزی به ذهنتان خطور می کند ؟

به نظر می رسد ما در اغلب موارد تا حدی تصور اشتباهی از قدرت حقیقی در جامعه داریم و آن را به مثابه ی یک زورآزمایی در نظر گرفته و تصور می کنیم .

این در حالی ست که قدرت نه از طریق زورآزمایی ، بلکه از طریق پایبند بودن به اهداف درونی افراد حاصل می شود .

قدرت برخاسته از نوعی آگاهی و خرد است در حالی که زور آزمایی برخاسته از هیجانات و احساسات آنی ما در برابر شرایط است . و در بیشتر موارد قضاوت ما را به همراه دارد.

لذا در بحث قدرت زنانه نیز ما نباید آن را با زورآزمایی و جدال اشتباه بگیریم . و چون در بُعد ارزشی همواره قدرت در یک ساختار منفی تعریف شده است . همین نگرش نسبت به قدرت باعث شده است که هیچگاه به تقویت مفهوم آن در ذهن زنان توجهی نشود. و به عنوان یک ارزش مثبت در ساختار جامعه برای زنان مورد حمایت قرار نگیرد.

نداشتن شناخت از مفهوم قدرت و همین طور نداشتن اهداف قدرتمند که باعث می شود ما را در جایگاه قدرت اجتماعی قرار دهد از جمله مواردی ست که زنان را در جامعه عقب نگه داشته است .

نداشتن حس هدفمندی ، نداشتن الگوهای مناسب از قدرت زنانه متناسب با آن چه در تعریف قدرت زنانه میگنجد و نوع تربیت و جامعه پذیری ما بخصوص در این دوران که بیش از پیش جلب توجه ظاهری را سرمشق خود قرار داده ایم . باعث شده است به راحتی دست از دنبال کردن مفهوم و مدل ذهنی زنانه برداشته و در یک مسیر فرسایشی و با حسرت فراوان پیش برویم .

به نظر می رسد ورود به یک فرآیند آگاهی بخش و یادگیری در مسیر آن چه قدرت زنانه تلقی می شود ، اولین گام در عرصه ی قدرت برای زنان است که باید آن را طی کرده و بدان توجه شود .

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *