زنان ، توسعه ، حقوق و فراتر از آن

هنر خودافشایی

این روز ها که به مدد اینترنت و شبکه های اجتماعی آدم ها بیشتر در ارتباط هستند و بیشتر از یکدیگر باخبر اند . بیشتر از یکدیگر می خوانند و می نویسند و نوشته های هم را به اشتراک می گذارند . یک چیز مهم در این میان خودافشایی آن هاست .

به نظر می رسد آنانی که دیوانگی شان چند دوز بالا تر است خیلی بیشتر به مذاق آن محافظه کارانی که دلشان نمی خواهد از درونیات شان جماعتی سر در بیاورد ، خوش می آیند . و گویی در دیده شدن اقبال بلند تری دارند.

هر چه بیشتر در مورد خودافشایی فکر می کنم و هر چه بیشتر در مطالعات علمی و رفتاری عمیق می شوم . می بینم این خودافشایی لازمه زیستن مان است .

ما برای صمیمیت هایمان ، برای عرض اندام هنر مان ، برای برون ریزی های ذهنی مان و برای گیر نیفتادن در قالب هایی که بعضا از آن به عنوان قالب های کلیشه ای و غیر منعطف یاد می شود به خودافشایی نیاز داریم .

 از آن قالب هایی که جذاب نیستند و مطلوب و مقبول خلق واقع نمی شوند ، فاصله می گیریم تا چیزکی خلق کنیم و روانه  ذهن و زبان مخاطبانی کنیم که بعضا حکایت شان همان جانا سخن از زبان ما می گویی می شود .

خودافشایی را مهارتی یافتم برای ورزیدگی هنر مان برای ابراز وجود . اما چرا کماکان محافظه کارانه در پی آن هستیم که از خودافشایی دیگران کسب فیض کرده و خودمان را در آیینه خودافشایی دیگران ببینیم و در را روی خودافشایی خودمان ببندیم مبادا چیزی به بیرون درز کند از درونیات مان ؟

مگر نه این که دنیا آن هم دنیای امروز عرصه ای شده برای ابراز برای دیده شدن ؟؟

تا کجا می شود خودافشایی کرد و کماکان از گزند آسیب در امان بود ؟

تا کجا می شود آسیب پذیر بود و از روابط لذت برد ؟

تا کجا می شود بود! به واقع بود و نترسید از آن شُره کشیدن های درون ذهنی ؟

باری این گونه به نظر می رسد که آدم دو پای امروزی در برزخ خودافشایی – محافظه کاری گیر کرده و یک دستش در کاسه خودافشایی و لذات مدام آن و دست دیگرش در آن ذهنیت های آسیب زا از تجربیات اش از روز هایی که سفره دلش را باز کرده و حالا دیگر مگر می شود آن را جمع نمود !؟

آماج قضاوت و قصاوت و تنگ نظری دیگرانی قرار گرفته که دلشان لک می زند برای افشاگری هایی از این و آن تا این ها را لق لقه ی زبان کرده و جاری و ساری کنند بر زیستن و زندگانی شان که جرات خودافشایی را در آن ندارند و نوعی ارضای ذهنی برایشان فراهم شود از افشای دیگران .

بدون شک خودافشایی یک مهارت است ، یک هنر است . جایی که تو را در رابطه ات در ابراز توانمندی ات و در نمود بهترین خودت نوعی دیگر نمایش می دهد و تمایز ات را به رخ می کشاند . و چه چیزی مهم تر از تمایز در این روزگار خاکستر گون به سیاهی متمایل ؟ چه بسا این تمایزات همان لکه های سفید ابر گونه ای اند که هر چه بیشتر شوند عرصه را بر آن فضای خاکستری را کم می کند .

پیشنهادی برای شما : شرکت در وبینار مدیریت مهارت خودافشایی

با دوستانتان به اشتراک بگذارید

اشتراک گذاری در twitter
اشتراک گذاری در telegram
اشتراک گذاری در whatsapp

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *