قدرت زنانه در مسیر رشد اخلاقی _ تعادل در نیاز ها

این روز ها که مطالعه ی وسیع تری بر روی قدرت زنانه دارم و آن را از دیدگاه های گوناگون بررسی می کنم ، رد پای نظریه های مختلف هم به تبع به این مسئله باز می شود .

یکی از موضوعات مهم در این جا رشد اخلاقی ست و پل زدن این بحث بر مسیری که قدرت زنانه را شکل می دهد . بدون شک این مسیر عاری از موانع و تله های بزرگ و کوچک تاریخی برای زنان نبوده و نیست . کما این که ما رد پای تربیت ناصحیح دختران مان را در این مسیر رشد اخلاقی می بینیم که چگونه نوع تربیت آن ها ، گرفتاری های بزرگی را در انداختن شان در تله ی رشد اخلاقی فراهم کرده و چه بسا سال ها رنج و عذاب وجدان را برای آنها به همراه داشته است .

گیلیگان برای رشد اخلاقی سه سطح قائل است

در سطح پیش قراردادی ، زنان و مردان بیش از هر چیز نگران خود و بقای خود هستند.

در سطح قراردادی ، افراد معتقدند خوب بودن به معنای از خود گذشتگی و انجام خواسته های دیگران یا جامعه بزرگ تر است ( البته میلیون ها سال است که زنان چنان تربیت شده اند که چنین باوری داشته باشند و در سطح اخلاق قراردادی باقی بمانند )

در سطح فرا قراردادی ، افراد برای حل معمای اخلاقی ، راه هایی در نظر می گیرند که میان مراقبت از خود و مراقبت از دیگران تعادل برقرار شود . افرادی که در این سطح هستند ، به اصل عدم خشونت _ که بر اساس آن کسی حق ندارد به خودش یا به دیگران آسیب برساند _ بسیار متعهدند .

با یک نگاه کوتاه متوجه می شویم که میلیون ها سال است ما به عنوان زن در سطح قراردادی گیر افتاده و چنان تربیت شده ایم که مفهوم خوب بودن برای ما به مثابه ی از خودگذشتگی و تن دادن به خواسته های جامعه و اطرافیان معنا شده است .

با این حال در بحث قدرت زنانه قطعا ما نیاز داریم که از مرحله پیش قراردادی و قراردادی فرا تر رفته و به سطح فرا قراردادی برسیم . این همان نقطه ی روشنی ست که هر زنی در هر سنی باید این را پذیرا باشد که بین نیاز های خود و دیگران تعادل برقرار کرده و توجه به نیاز های خود را به گونه ای خودخواهی تلقی ننماید .

از این رو ما به عنوان دختر ، مادر ، بانوی جوان و مسن یعنی طیف رنج سنی خانم ها و در هر نقشی برای رسیدن به قدرت زنانه این مهم را مورد توجه قرارداده و قطعا این بین نقش تربیتی مادران و مادر بزرگان و همین طور پدران قابل انکار نیست .

ما باید با آگاهی از این که همان طور که مراقبت و همدلی را به عنوان یک ویژگی بارز زن بودن در نظر می گیریم به سطحی از رشد اخلاقی برسیم که میان توجه به نیاز ها و خواسته های خودمان و دیگران تعادل برقرار کرده . چرا که در اغلب موارد حتی با انجام و ارجحیت نیاز های دیگران همواره منتظر زمانی هستیم تا نوبت ما شود .

زمانی برسد که کسی به نیاز ما توجه کند و اگر این مهم اتفاق نیفتد آمادگی لازم را برای ایفای نقش قربانی پیدا می کنیم . و همواره زنی را درون خود خواهیم دید که خواسته ی دیگران را در اولویت قرارا داده و منتظر است روزی نوبت خودش شود و حالا که خبری از توجه به نیاز های خودش از سمت کسی نیست ، نقش قربانی را بازی می کند و فکر می کند سال ها عمرش را پای افرادی صرف کرده و اکنون حاصلی برایش نداشته.

البته نمیخواهم وارد بحث های روانشناختی این موضوع شوم چرا که خود مثنوی هفتاد من است و صحبت در این خصوص فرواون است .

پس می توان این گونه گفت که یک مورد خیلی مهم در کسب و ابراز قدرت زنانه پا گذاشتن به مرحله ی فرا قراردادی رشد اخلاقی ست که در آن نیاز دیگران و نیاز خود شخص در تعادل باشد .

3 پاسخ به “قدرت زنانه در مسیر رشد اخلاقی _ تعادل در نیاز ها”

  1. در سطح قراردادی واقعا عزت نفس انسان میاد پایین. امیدوارم اول با تربیت درست و نگاه انسانی ما نسبت به زن و مرد تمامی زنان جهان از حقوق برابر و توجه برخوردار باشند . ممنونم از مطب خوبتون

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *