درک نکردن تمایز قدرت زنانه با قدرت مردانه _ سنگ بنای یک ظلم تاریخی به زنان

قدرت زنانه در تجربه ی زنان ، قدرتی متمایز از قدرت مردانه است . و همین عدم شباهتش موجب می شود به بنظر برسد زنان در اعمال قدرت به اندازه ی مردان مهارت ندارند .

شاید بیشترین تجربه ی هر یک از ما به عنوان یک زن در سطح اجتماع و خانواده و تمامی سوء گیری هایی که نسبت به عملکرد ما به عنوان یک زن در نقش های مختلف وجود دارد ، بر می گردد به همین نداشتن یک درک درست از تفاوت بین قدرت زنانه و مردانه .

شاید خیلی ها که خواهان برابری جنسیتی هستند و جنسیتی کردن موضوعات را به هر دلیل نفی می کنند . و همین جنسیت زدگی را آفت نابرابری بحساب می آورند . از زنانه و مردانه کردن قدرت هم خیلی حس خوبی نداشته باشند !

اما چیزی که اینجا قابل فهم و پذیرش است و یک حقیقت بی چون و چرا و مسلم در طول تاریخ ، این است که مدل مردانه ی قدرت بر جهان حاکم است و در یک مقطع زنان خود را هم سو با همین مدل مردانه کرده اند و تلاش شان بر این بوده است که این مدل را با زندگی خودشان وفق دهند و بسیاری از آسیب های روحی ناشی از کار و چالش های دنیای بیرون و درون ِ زنان ، ناشی از همین برداشت غلط از قدرت و ایجاد یک جنگ نابرابر در قدرت با مردان هست .

چرا که مردان در مسیر متناسب خود در حرکت بوده و سرکوب زنان و نبودن مجال کافی برای ابراز قدرت زنانه ، زنان را به بیراهه برده و دست خوش آسیب نموده است .

اینجاست که ما باید به این پذیرش برسیم که بین قدرت زنانه و مردانه تفاوت وجود دارد و همین بینش می تواند سر آغاز تحولی عظیم در ما و ابراز قدرت ما به عنوان یک زن شود .

خوشبختانه با وجود تنگ شدن عرصه ی برابری جنسیتی به ویژه در کشور ما ایران ، جهان و آدمیان در مدیریت و کارها به سمت الگوهایی در حرکت هستند که بسیار متناسب با الگوی قدرت زنانه است . حمایت گری ، رشد جمعی ، همکاری و مشارکت ، قدرت بخشیدن و تشویق دیگران ، صبر و تحمل ، مهارت های ارتباطی موثر و … همه و همه از ویژگی های بارز زنان است ، که این شاخص ها اکنون و در سطح جهانی به عنوان شاخص های مهم و موثر زندگی و کار افراد محسوب می شوند .

و همین امر باعث می شود ، ابراز قدرت زنانه و آگاهی از آن در بلند مدت یک نقطه روشن برای زنان و همین طور سوق پیدا کردن آنان در جهت برابری جنسیتی باشد . به شرط آن که زنان با حضورشان و عادت جامعه و مردان به حضور حداکثری زنان در جامعه ، عرصه را خالی نگذاشته و خود را نشان دهند .

بدون شک این راه هم چون خیلی از راه های دیگر ، هموار نبوده و نیست و قطعا عمل و اقدام زنان در کنار آگاهی حداکثری شان از قدرت زنانه و نحوه ی ابراز آن ، راهی را برای رسیدن شان به جایگاه اصلی و چیزی که خواهان آن هستند باز می کند .

پایداری و سماجت ویژگی افراد موفق است و این امر برای نیمی از جامعه که دست خود را از آنچه بدان استحقاق داشته اند کوتاه یافته اند ، ضروری تر می نماید .

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *